تبليغاتX
منتخب خدا
منتخب خدا
علوم باطنی؛ علوم روحی و ذهنی
بسم الله الرحمن الرحیم آغاز حرکت

هوالحی

مشق نهم:برای خشنودی خدا

خدای بزرگ به ما کادویی میدهد.

 مثلآ یک جلد کتاب. میفرماید: میدانی این چیست؟ می گوییم: نه .

می فر ماید:این یک هدیه است.بازش کن.بازش می کنیم .قلمی به دستمان میدهد.

- میدانی این چیست؟ پاسخ می دهیم : نه .هیچ نمی دانیم جز آنچه تو به ما آموختی.

-نوشتن می دانی؟   

-نمی دانم .دستها یمان را می گیرد و می فر ماید بنویس:بسم الله الرحمن الرحیم تقدیم به خدای

بخشنده مهربان .

ـامضاء کن .

- چگونه؟

- نامت را بنویس.حالا آنرا کادو کن.اینطور...... دستهایمان را می گیرد و با کمک دستان پر مهرش

کادو می کند .

- حال آنرا به من باز گردان. چشم می گوییم و آنرا باز پس می دهیم . هدیه را می گیرد به وجد

می آید .می پرسد این را برای من گرفتی؟ چقدر زیباست. چقدر زحمت کشیده ای .به پاس این

همه خوبی تو ترا در بهشتی مصفا جای میدهم .که بهشت شایسته نیکو کاران است.

در آغاز مات و مبهوت نگاهش می کنیم . می خواهیم بگوییم این هدیه را ما تهیه نکرده ایم .آنرا شما

به ما دادید . ما نوشتن نمی دانستیم شما دستهایمان را گرفتید و نوشتید . ما کاری نکردیم تنها شاهد

شما بودیم .نگاهش می کنیم آنقدر به وجد آمده است آنقدر خشنود و راضی است که این همه را از یاد

می بریم. در شادی و رضایتش غرق می شویم. مغرور می شویم. سرمان را بالا می گیریم و می گوییم:

بار خدایا بخاطر تست که این همه کار کرده ایم. بسیار سختی کشیدیم .رنج دیدیم تا توانستیم این هدیه

را برایت تهیه کنیم.بخاطرش مصائب زیادی را تحمل کردیم و......

خدای بزرگ متواضعانه پنهان می شود تا احساس غرور کنیم .حتی به یادمان نمی آورد که هر آنچه بوده

و هست از آن او بوده.او بر ما عاشق است بی نیاز است پس بدون انتظار اینچنین عشق می ورزد.

سبحان الله.سبحان الله. سبحان الله.

از این به بعد این حقیقت را بخاطر بسپاریم وبرای رضایتش عاشقانه گام برداریم.بدانیم هر چه هست

از آن اوست و از اوست.اگر کار خوبی کردیم شکرش را به جای آوریم زیرا این ما نیستیم که انجامش

میدهیم بلکه این اوست که ما را برگزیده تا از طریق ما فعلش تحقق پذیرد.

خدای حی همه پندارتان باد

2 نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مرداد 1384ساعت 4:27  توسط هو نام  | 

بسم الله الرحمن الرحیم آغاز حرکت

هوالحی

درس نهم: برای خود آ

خدای را سپاس می گوییم که اجازه فرمود هفت گام آغازین را با هم مرور کنیم و دعا می کنیم که توفیق

دهد آنها را به عمل در آوریم که بی اذن او حتی برگی از درخت نمی افتد.

اگر خاطرتان باشد در گام سوم گفتیم هر آنچه انجام میدهیم را برای خدا انجام دهیم .الله الصمد

براستی که خدای بزرگ بی نیاز است . فرمود: به عزت جلال و بلندی مقامم در عرشم سوگند اگر

تمامی مخلوقات جمع شوند و مرا تسبیح گویند به قدر سر سوزنی به سلطنت من افزوده

نمی شود و اگر همگی به من کفر ورزند به اندازه سر سوزنی از سلطنتم کاسته نمی گردد.

آیا کاری هست که بتوان برای خدا انجام داد؟

از این به بعد گام سوم را اینگونه بیان می کنیم: هر آنچه که خواست خدای عالی اعلأست را برای

رضایت و خشنودی او انجام میدهیم زیرا این باعث می شود به خویشتن خویش باز گردیم.پس هر آنچه

خواست خداست برای خودآ انجام دهیم.

خدای حی را همیشه حاضر و ناظر ببینید

2 نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مرداد 1384ساعت 3:19  توسط هو نام  | 

بسم الله الرحمن الرحیم آغاز حرکت

هوالحی

مشق هشتم:به همه چیز عشق بورزیم

برای این هفته هر کسی را می بینید در فضای ذهنتان به او بگویید :من تو را عاشقانه دوست دارم و

ایمان دارم تو نیز مرا عاشقانه دوست  داری.مهم نیست که شما واقعآ او را دوست بدارید یا نه. مهم این

است که این جمله را تکرار کنید تا درونتان از مهر خدا لبریز شود.بخاطر داشته باشید که خداوند در همه

چیز و همه کس جای دارد. مهر ورزیدن را از خورشید بیاموزیم .او عاشقانه می تابد برای همگان؛حتی

اگر کسی از او خوشش نیاید باز هم از مهر دریغ نمی ورزد؛باز هم می تابد ؛ روشنی می بخشد و

گرما می دهد.خورشید بر همگان یکسان می تابد.از نظر او ملیت و رنگ و نژاد؛سن و جنسیت وغیره

معنا ندارد او تنها مهر می ورزد بی توقع و راحت .مهر ورزیدن را از خورشید بیاموزیم.

خدای حی همواره همراهتان باد

2 نوشته شده در  سه شنبه چهارم مرداد 1384ساعت 0:43  توسط هو نام  | 

بسم الله الرحمن الرحیم آغاز حرکت

هوالحی

درس هشتم:الرحیم(مهربان)

قدم هفتم بسم الله الرحمن الرحیم عشق ورزیدن به دیگران است. خداوند در هر موجودی جای دارد دیدن

او در هر موجودی باعث می شود جای جای هستی را سر شار از عشق و تعالی ببینیم. به مصداق:دل

هر ذره را که بشکافی آفتابیش در نهان بینی. آغاز همه قصه ها این جمله بوده و هست :یکی بود یکی

نبود غیر از خدا هیچکس نبود.غیری نیست هر چه هست اوست و هر آنچه هست هوست.

چگونه می توان او را دید و تاب آورد و عاشق نشد؟ وقتی همه اوست چگونه می توان از کسی یا چیزی

گله کرد؟ بارها شنیده ایم که می گو یند مراقب فلان چیز و فلان کس باش مباد کسی باشد و چیزی از

جانب خدا ؛با تو می گوییم مگر چیزی یا کسی غیر از او یافت می شود ؟ هر آنچه که هست و هر آنکه

هست از جانب اوست. به زمین و آسمان و هر آنچه در آن است بنگرید و او را ببینید.

ما در پیاله عکس رخ یار دیده ایم

ای بیخبر از لذت شرب مدام ما

همه می پرسند چیست در زمزمه مبهم آّب چیست در همهمه دلکش برگ چیست در بازی این ابر سپید

روی این آبی آرام بلند که تو چندین ساعت مات و مبهوت بدان می نگری؟

نه به آب نه به ابر نه به برگ نه به این آبی آرام بلند نه به این آتش سوزنده که لغزیده به جام نه به این 

خلوت خاموش کبوترها

نه؛ من به این جمله نمی اندیشم به تو می اندیشم ای سراپا همه خوبی تک و تنها به تو می اندیشم.

خدای را در همه کس و همه چیز ببینیم و اعجاز حضور را در یابیم.

خدای حی همه نگاهتان باد

2 نوشته شده در  دوشنبه سوم مرداد 1384ساعت 1:37  توسط هو نام  |